آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 روز سن داره

از لحظه ای که آمدی ...

بوی عیدی

 سلام  میدیم به بهار و نو میشیم دوباره ...  سلام به پسر عزیزتر از جونم آروین گلم ، نازنین پسرم  امسال سفره هفت سین مون  رنگ و بویی خاصی  داشت   می دونی چرا ؟  چون شما عزیزدل مامان ؛ تو پهن کرد و گذاشتن و تهیه تدارکات سفره،  تو خوردن تنقلات و... همه جوره همکاری کردی  هم تخم مرغهارو که برات پخته  بودمو خوشگل رنگ کردی و هم شکوفه هایی که مامانی با فوم درست کرده بودمو با دقت بسیار رو شاخه های کنده چوبی که بابایی 12 سال  پیش به همراه مامان معصوم جون و بابا سعید مهربون برای خواستگاری مامانی آورده  بودند گذاشتی و وصل کردی  ( بابایی   دوست داره   اگه خدا ب...
7 ارديبهشت 1393

مادرم ، زیباترین شعر هستیم عاشقانه می پرستمت (( روزت مبااااااااااااااااااااارک))

مادر، ای پــرواز نــــرم قـــاصدک مادر، ای معنای عشق شاپرک ای تـمام نـاله هـــایت بی صدا مـــادر ای زیباترین شــعر خــدا زیباترین شعر هستیم،   مادرم ، روزت مبارک    تو را می ستایم تو را می ستایم و بر دستان پر مهرت بوسه می زنم که چگونه قطره قطره ی خوبی هایت را چون دریایی بی انتها نثار من می کنی تو را می ستایم که چگونه چتری از محبت و امنیت بر سرم باز می کنی تا مبادا باران تلخی های روزگار مرا خیس کند تو را می ستایم تو را می ستایم که دستان گرم و لطیفت همیشه تیشه ی شکننده ی یخ های درون من است تو را می ستایم که با اشک های نیلگونت نهال کوچک و ناتوانی...
31 فروردين 1393

سومین بهار آروین 30 ماهه همیشه بهارم مبااااااااااااااااااااااارک

 آروینم لحظات از آن توست آبی ؛ سرخ ؛ سبز  ؛ سیاه ؛ زرد ، بنفش ، سفید  رنگهایی که بایسته است برآنها بزن  روزهایت رنگ برنگ  زندگیت چون گل قشنگ    سلام بربهار سلام بر زندگی سلام به همه دوست جونای ماهمون  سلا م برتولد دوباره زمین سلام بر عشق و مهربانی     سلام  بر صبح امیدم سلام برآفتاب جانم سلام برجان شیرینم سلام بر ماه تابانم سلام بر آرویییییییییینم سال نو مبارک           ...
27 فروردين 1393

نوروز 93 سومین بهار عمر آروین جونم ( آتلیه + 29 مین ماهگرد دلبندم )مباااااااااارک

   باز هفت سین سرور  ماهی و تنگ بلور  سکه و سبزه و آب  نرگس و جام شراب  باز هم شادی عید   آرزوهای سپید   باز لیلای بهار  باز مجنونی بید  بازهم رنگین کمان  باز باران بهار باز گل مست غرور  باز بلبل نغمه خوان  باز رقص دود عود  باز اسپند و گلاب  باز آن سودای ناب کور باد چشم حسود  باز تکرار دعا  یا مقلب القلوب  یا مدبرالنهار  حال ما گردان تو خوب  راه ما گردان تو راست  باز نوروز سعید  بازهم...
28 اسفند 1392

هووووووووووووووووووولا من دیده کوتولو نیتتم من دیده بزلد سدم

آزادی  بعد از 2 سال و 4 ماه و 13 روز  از پوشک   بای بای  پوووووووووووووووووووووووشت ( پوشک ) بلو که لفتی              سلام عشقم سلام جوجو کوچولوی نازم      خدا رو شکر  بالاخره یکی از بزرررررررررررگترین  پروژه هایی که قرار بود  قبل از سال جدید  انجام بدم  هم تموم شد      یه چند وقتی بود به فکر پوشک گیرونت  بودم ولی هر بار یه مسئله ای پیش می یومد و اینکار به تعویق میفتاد هم بای...
19 اسفند 1392

تولد سام، پو کوچولوی ناز نازی و 28 مین ماهگرد آروین کپلو لپ مثله هلو مباااااااااارک

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک  لبت شاد و دلت خوش چو گل پر خنده باشی بیــــا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک  بیا بندازیم امشب یه عکس یادگاری همین شب که شکفتی مثل گل بهاری تولد تولد تولدت مبارک  مبارک مبارک تولدت مبارک   عمه قربونت بشم عسلیه من  تولدت مبااااااااااااااااااااااااااااارک      پو گوگولیه ناااااااااااااااااااااااااااااااااازم   تیگر فینگولی خوووووووووووووووووودم       یه کوزه عسل تقدیم به خرس کوچول خووووووووووووووودم  ...
28 بهمن 1392

شیطون بلای خونمون

سلام آروینم  ، امیدم ، قشنگترینم ، پسرک شیرینو دوست داشتنیی من  که روزبروز شیرین زبون تر و شیطون تر و ناقلا تر میشی و حسابی آتیش می سوزونی   پسر کوچولوی لجبازم وقتی بخوای کاری کنی کسی جلو دارت نیست   چند روز پیش داشتم خونه رو کمی تمیز می کردم مشغول گرد گیری بودم که اومدی بهم گفتی مامان جونم آربین  هم می خواد بهت کمت تنه   به من خوسبو تننده بده ( منظورت شیشه شور ) منم یه دستمال دادم دستت گفتم بیا عزیزم این میز و تمیز کن گفتی من همون خوسبو تننده لو می خوام   بهت گفتم این ماده شستشو برای شیشه هست نباید دست بزنی دستتو خشک می کنه اذیت میشی  گفت...
19 بهمن 1392