آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 10 روز سن داره

از لحظه ای که آمدی ...

آروینم بزرگ شده

آروینم  دیگه چیزی به روز تولدت نمونده . الان واسه خودت آقایی شدی  8 تا دندون داری  و قشنگ 20 قدمی راه می ری  .  تازه وایستاده می رقصی و دست می زنی .لزگی و ترکی و بندری و شمالی همه جوره پایی . بیشتر اسباب بازی هاتو می شناسی وقتی بهت می گم سامی کو تند تند  می ری سمت عروسکت ، صداتو نازک می کنی و نازش می دی .  بعضی از اعضای بدنتو می شناسی  مثلا بهت بگم گوشت کو ؟ سریع دستتو می زاری رو گوشت . کتاباتو هم همینطور .دایره لغتت ختم می شه به  دادا ............دالی دالی  – بابا  –به به..... غذا  – ماما نه –آب به .........آب - نی نی - جییییییز - بوووووو...
18 مهر 1391

آروینم راه افتاد

  آروین گلم امروز  ٨ قدم برداشتی   .   وای چقدر من و بابایی و مامان فاطی ذوق کردیم .قربون قدمات .قربون قدو بالات .  چقدر لحظه شیرین و قشنگی بود .دوست دارم تمام خاطرات بزرگ شدنت رو تو ذهنم حک کنم تا همه جزییاتش هم بیادم بمونه . مثلا وقتی  می خوای شیر بخوری دستاتو  گره می کنی و بهم میمالونی این عادت و از همون روز اول داشتی.   یا وقتی داری چهار دست و پا می یای یک دستت مشت اون یکی باز   وقتی بهت آب می دم  ٢ قلپ می خوری سریع لیوان و از دستم می کشی و دستهای کوچولوتو میذاری تو لیوان و آب بازی می کنی و یک نگاه شیطونکی  هم بهم میندازی .   ...
6 مهر 1391

هم شاگردی سلاااااااااااااااااااااااااااام

  آغاز سال نو، با شادی و سرور هم دوش و هم زبان، حرکت به سوی نور آغاز مدرسه، فصل شکفتن است در زنگ مدرسه، بیداری من است در دل دارم امید، بر لب دارم پیام هم شاگردی سلام، هم شاگردی سلام مهر از افق دمید، فصلی دگر رسید فصل کلاس و درس، ما را دهد نوید شد فصل کسب علم، فصل تلاش و کار دانش به نسل ما، می بخشد اعتبار در دل دارم امید، بر لب دارم پیام هم شاگردی سلام، هم شاگردی سلام ای در کنار ما، آموزگار ما چون شمع روشنی، در روزگار ما روشن ز نور توست، کاشانه دلم در کار من تویی، حلال مشکلم در دل دارم امید، بر لب دا...
31 شهريور 1391