عسلی ما 19 ماهه شد
پسر گل ناز نازی بابایی 19 ماهگیت مبارک ، آروینی خیلی جشن و تولد و مهمونی بازی رو دوست داری و تا یه بادکنک و یا یه آهنگ شاد میبینی و می شنوی شروع به خوندن می کنی و می گی هپی بث تو یو تفلود تفلود مبالک دست می زنی و می رقصی من و مامان جون مهربون هم عاشق این شیرین زبونیهاتیم یه چند روز بود اینترنتمون قطع بود و تو هر بار می رفتی سر لپ تاپ می گفتی اینتننت قط و اینو پشت سر هم تکرار میکردی نازدونه ام مامان نسیمی کلی تدارک تولد دیده بود من هم تصمیم گرفتم برات کیک بگیرم . دست مامانی مهربون درد نکنه ، از اینکه پسر ناز و تیز هوش و عسل و تیکه طلارو بهم هدیه داده ...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
18:45
ای معلم تو را سپاس
خوشا القاب ونام تو معلم خوشا عزو مقام تو معلم سخنهایت بود آب حیاتم خوشا درس و کلام تو معلم دعا گوی تو باشد همیشه شاد ، کام تو معلم بابا رضای خوبم مامان نسیم مهربونم بابا سعید عزیزم ...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
0:36
طعم شیرین با تو بودن
قبل از سال نو ، با هم رفتیم آتلیه که یه چند تا عکس خوشمل ازت بگیریم . چند دقیقه باید منتظر می موندیم چون یه نی نی دیگه اومده بود عکس بگیره . وقتی در باز شد ، تا مامانش ما رودید یه نگاه پر معنا بهمون انداخت . یهو گفتش وااااااااااای خدای من این آروینه . من که حسابی متعجب شدم و داشتم تند و تیز فکر می کردم که من ایشونو کجادیدم یهویی نی نی رو بغل باباییش دیدم و گفتم وااااای شما هم مامان بهرادید . خانم عکاس گفت شما همو میشناسید؟ گفتم بلههههههههه بهراد جون از دوستهای نی نی وبلاگیه آروینه . این اتفاق برام خیلی خیلی خیلی ...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
18:44
مادرم ، شاخه گل باغ بلور روزت مبارک
مادر ای مادر خوبم مادر ای آئینه عشق و امیدم هر گل سرخ که در باغچه خندد حالت روی تو دارد هر گل یاس ؛ که رقصنده به آهنگ نسیم است &nb...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
4:13
واکسن 18 ماهگی گل پسری
تا 3 نشه واکسن زده نشه شنبه روز 24 فروردین نوبت واکسن داشتی آماده شدیم تا بریم مرکز بهداشت مامان فاطی گفت اول زنگ بزنید بعد برید . من هم حرف مامان جونمو گوش کردم و زنگ زدم که گفتند : فقط سه شنبه ها واکسن می زنیم ( البته واکسن 18 ماهگی ) خیلی خوش خوشانت شد . سه شنبه که شد باهم رفتیم مرکز ، وقتی برگه واکسنتو بهشون نشون دادم ، گفتن : چون واکسن یک سالگیو دیر زده باید صبر کنید تا هفته بعد ( آخه اگه یادت باشه ، تفلدتونو چند روز دیر تر برگزار کردیم ) ایندفعه دیگه خیلی خیل...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
23:24
تولد آروینم
هورااااااااااااااااااااااااااااااااا هوراااااااااااااااااااااااااااا آروین جونم تولدت مبارک تولدت مباااااااااااااااااااااارک بیا شمع ها رو فوت کن تا ١٠٠ سال زنده باشیییییییییی ...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
19:28
آروین به روایت تصویر 2
آروینم ٥ امین مرواریدت مبارک . . خیلی تب کردی وبی قرار بودی .بردیمت گردش و بعدش هم مغازه دایی ایمان .دایی مهربون هم که خیلی دوستش داری اگه اون باشه بغل مامانی هم نمی یای کلی باهات بازی کرد تا یک کم سر حال شدی . وقتی مشغول بازی کردنی همه اسباب بازی هاتو این ورو اون ور پرت می کنی . و وسط اونا گم می شی . مامانی هم برات توضیح میده که باید بعد بازی همه رو سر جاشون بزاری.بعدش با کمک مامان جون اتاقتو مرتب می کنیم . قربون پسر فهمیده و حرف گوش کنم بشم . ...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
19:24
بهار 92
آروین جون ، همه ی عشق و امید و بهترین و قشنگ ترین بهونه زندگی من و بابایی این دومین سالیست که وجود شیرینت گرما بخش زندگیمونه نفسم ، عزیزم ، آروینم تو ، زیباترین و بهترین و ناب ترین هدیه ی خدای مهربونی برامون . خدایا خودت حافظ پسرمون باش . او را به تو می سپاریم تا بهترین روزها و ساعات را برایش مقدر فرمایی .... ( آمین ) نوروز 91 ...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
17:33
چهار شنبه سوری
چهارشنبه سوري آخر ساله زمستون ميره بعدش بهاره اين جشن بزرگ از نياكانه از نياكان پاك ايرانه آی بته بته بته یادت نره این هفته مامان و بابا بته ميارن وسط حیاط آتیش می زارن بچه ها می یان از روش میپرن تا این گفته رو از یاد نبرن سرخی تو از من ...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
3:12











