خاطرات شیرین گذشته
آروین جونی ، دیشب داشتم عکسهای لپ تاپ و تو هارد می ریختم که بابایی اومد نشست کنارم .بعد باهم عکسها رو نگاه کردیم و خاطرات رو مرور . بهمن 89 بابا سعید و مامان معصوم به اتفاق مامان فاطی اومده بودن هندوستان شهر (پونا ) تا به من و بابایی و دایی سعید و دایی علی که اونجا مشغول تحصیل بودیم سر بزنند . فردای اونروز باهم دیگه رفتیم یه مرکز خرید به اسم پونا سنتر بعد از اونجا رفتیم به یه شاپ دیگه به اسم کاکاده سنتر( وست ساید ) از اونجا مامان فاطی برام یه ساری خوشگل فیروزه ای و مامان معصوم یه پیراهن صورتی خیلی ناز گرفتند و بهم گفتن این و ایشالله باردار شدی بپوشی . خیلی خوش گ...
نویسنده :
بابا و مامان آروین کوچولو
2:04











