آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 5 روز سن داره

از لحظه ای که آمدی ...

عید غدیر مبارک

  عید غدیر به همگی و بر  پسر سید طباطبائی بزرگ مرد کوچکم  مبارک باد              دیروز با خاله آیلار جونی رفته بودیم فروشگاه کودک آموز که این  جورچینای  آهنربایی رو برات  گرفتم البته ست حیوانات وحشی و لباس پسرونه و دخترونه هم بود که تو ماشین خاله جون جا موند  هدیه ای  از طرف من و بابایی     واین هم یه هدیه خیلی خیلی خوشگل از طرف ماهنی ماهم به آروین سیدم    مبارکت باشه عزیزم   ...
2 آبان 1392

تولد 2 سالگی آروین اسفنجی مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک

  بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با 2  تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو آسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن همین شعر و ترانه تو دنیای ما زند...
29 مهر 1392
7904 1 115 ادامه مطلب

هوووووووووووووووووووورا تولد تولد تولدتون مبارک

     محمدرضا ، همسر عزیزم    آروینم ، پسر ماه و شیرینم          تولدتون مباااااااااااااااااااااااارک ایشالله همییییییییییییییشه  و همیشه و همیشه  سلامت و خندون و  شاد ببینمتوووووووون            خیلیییییییییییییییییی دوستون دارم    تولد  تولد تولدتون مبارک  مبارک مبارک تولدتون مباااااااااااااااااارک بیا یه آرزو کن بعدش شمع  ها رو فوت کن   بیا کنار من  باش بیا هم نفسم باش  بیا باهم باشیم تا ب...
26 مهر 1392

یه نیم هفته رنگی آروین با ماهنی

  هفته گذشته خاله آیلار مهربون بهترین وبهترین و بهترین دوست مامانی  با دختر نازنازیش ماهنی خانوم اومدند پیشمون    و یه نیم هفته قشنگی رو باهم گذروندیم انگار این دوستی عمیقی که بین من و آیلار جونمه  یه جورایی به شما دو تا ورووجکها هم سرایت کرده حسابی باهم صمیمی شدید و بازی کردید همش می گی مامان نشیم پس ماهی  ( ماهنی ) کی می یاد خونمون ؟ تلفون بژن بگو بیان دیده ( آخر کلماتت می گی دیگه )  ایشالله همیییییییییییییییییییشه  تا ابد این دوستی هامون  برقراربمونه     پیش به سوی دریاااااااااااا         &n...
21 مهر 1392

کوچولوهای نازنینم روزتون مبارک

         بچه ها زیباترین شعری که من خوانده ام، لبخند زیبای شماست   در خیالم بهترین آوازها خنده و فریاد و غوغای شماست بچه ها وقتی که بازی میکنید قلب من هم باشما پر می کشد توی خانه، توی کوچه ، در کلاس هر کجا درجمعتان سر می کشد آرزویم بچه ها این است  کاش می شد باز کودک می شدم می دویدم با شما در کوچه ها کاش می شد باز کوچک می شدم بچه ها در آسمان شعر من مثل خورشیدهمیشه روشنید یادتان از من نخواهد شد جدا چون شما سرچشمه شعر منید آرزوی هرشب وروز من است شادی امسال و هرسال شما بچه ها زیباترین شعری که من گفته ام در...
16 مهر 1392

عکسهای تابستونی سری 2

کنارم هستی آروینم   دل تنگت میشم هر لحظه  خودت می‌دونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محضه کنارم هستی و بازم بهونه‌ هامو می‌گیرم  میگم وای چقد سرده میام دستاتو می‌گیرم  می دونم که می دونی ، چقد دوست دارم می دونم که می دونی ، هر لحظم تو شدی  ولی می خوام بازم بگم بگم که چشمات دنیامه آغوشت آرامشمه  شونه هام تکیه گاته    این دلاویز ترین شعر جهان را همه وقت نه یکبار به ده بار که صد بار هزااااااااااااااااااااااااااار بار بگو  دوستم داری ؟ را از من بسیار بپرس  دوستت دارم را بامن بسیار بگو  دوستت دارم ...
12 مهر 1392

عکسهای پایانی تابستون 92 سری 1

  دلم می خواد آروین جونم که بوسه بارونت کنم   تموم عشق و هستیمو  نثار اون جونت  کنم     دلم می خواد که هرنفس جونمو قربونت کنم   ماه وستاره ها رو باز  ،  فدای چشمونت کنم   دلم می خواد  که خنده هات  قلبمو ازجا بکنه   بهت بگم عاشقتم دوست دارم یه عالمه   دلم می خواد نگاهتو ، تو خاطرم قاب بکنم   چشمی که بدخواهمونه بخاطرت چال بکنم   دلم می خواد  دریا باشم ، کویر رو پیمونه کنم   تو  ، صدف دلم بشی     من تو دلت خونه کنم   دلم می خواد  که خنده هات  قلبمو ازجا بکنه ...
5 مهر 1392

باز می آید بوی ماه مهر ماه مدرسه

    فرق نمی كنه مدرسه ای باشي يا نه، معلم باشی یا محصل خانه دار باشی یا کارمند پزشک باشی یا مهندس ...  اين حال و هوا برای همه كسایی كه یه زمانی  پشت ميز و نيمكت می نشستند اونقدر آشنا و خاطره انگیزه  كه بعد ازگذشت  سالها هم ازشیرینی اون  ذره ای کم نمیشه ...  پسر عزیزم  آروینم  چند روز پیش  باهم رفتیم مرکز شهر تا یه گشتی بزنیم و از آخرین روزهای گرم و شیرین تابستون لذت ببریم.  همه جا غلغله بود لوازم تحریر فروشها جای سوزن انداختن نبودن بعضیها مشغول خرید کیف و کفش بعضی ها لباس مدرسه پرو می کردندو....  بچه های کوچیکی رو دیدیم که  نایلونی ...
1 مهر 1392

آروین جون موش موشک 23 ماهگیت مبااااااااااااااااااارک

                                                                                                         در حسرت ناخونک زدن  اونهم برای چند ثانیه... ببین چطور بغض کردی شکموی نازم             آروینم         ماهگیت مبارک     ...
31 شهريور 1392